تبليغاتX
اثانی اهت یثاهو وست
جستجو در وبلاگ




پيوندها
محدثه خسروی
الهام.م
جاوید
میترا. صورتی
مرتضاطوسی
س.بی فروغ
صبا طالبی
فرشته مهربون
یاسر شاهد خطیبی
ساناز واحدی
م.رائف
سه تاریست-یاسر
نوگل
میترا
سپیده رسولی
فرشته رسولی
کسری وحیدیان
رضوان
پیمان.ع



لوگو دوستان
طراحي قالب-کدهاي html



طراح قالب
SOMAYEH



به نام خدا

 تقسیم بندی شعر در فرهنگ های غیر ایرانی و غیر فارسی بیشتر بر اساس معنی و مفهوم شعر و  از جهت غنایی یا هماسی یا... بودن انجام میگیرد اما شعر پارسی از دیرباز بر اساس قالب اثر مورد تقسیم بندی قرار می گرفته.به بیان بهتر موضوع های مختلفی مانند عشق،رثا،مضامین اخلاقی و دینی ،وصف و ... را صرف این که مثلا در قالب غزل سروده شده در یک گروه دسته بندی می کنند.

پیشتر قصیده را شناختیم و با غزل به عنوان پرچم دار ادبیان فارسی و زیبا ترین  و شیرین ترین قالب شعر پارسی آشنا شدیم اکنون به شرح باقی قالب های شعر فارسی می پردازیم.

۱.مثنوی:

قالبی از شعر فارسی است که دارای ابیات زیادی بوده و برای سرودن داستان‌ها و مطالب طولانی کاربرد دارد. در این قالب هر بیت دارای قافیه‌ای جداگانه است و به همین دلیل به آن مثنوی (دو تا دو تا) گفته می‌شود. کلیله و دمنه رودکی و آفرین نامه ابوشکور بلخی از اولین نمونه‌های مثنوی است. از جمله سرایندگانی که از این قالب استفاده کرده‌اند می‌توان از مولانا جلال‌الدین بلخی نام برد که مطالب عرفانی خود را در قالب مثنوی سروده است.یکی از ارزشمند ترین نمونه های این قالب شاهنامه حکیم فردوسی است که در آن به بیان تاریخ و پیشینه ایران پرداخته است. جامی و نظامی نیز از دیگر شاعران بزرگ این قالب اند. این قالب شعری خاص زبان فارسی است.

مثال:

لیلی پس پرده عماری در پرده‌دری ز پرده داری
از پرده نام و ننگ رفته در پرده نای و چنگ رفته
نقل دهن غزل سرایان ریحانی مغز عطر سایان
در پرده عاشقان خنیده زخم دف مطربان چشیده
افتاده چو زلف خویش درتاب بی‌مونس و بیقرار و بیخواب
مجنون رمیده نیز در دشت سرگشته چو بخت خویش می‌گشت



+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 0:2  توسط کسری .م  | 

رباعی:

امروز غزل های مرا پاره نکن 

امروز ستم با من بیچاره نکن

گفتی که غزل دوست ندارم گم شو

بازم پی یک رباعی آوره نکن

   ****

هر روز برای تو غزل می سازم

تاروز ابد و ازل می سازم

تلخ است برای تو غزل می دانم

با قافیه هایی از عسل می سازم

   ****

از درد دلم با خبری بانو جان

با بی محلی می گذری بانو جان

جریان لمن تقل که سعدی می گفت

هم می شنوی و هم کری بانو جان

 ****

از دیدن روی من بدش می آید

از صورت و موی من بدش می آید

در ذهن خودم فرشته بودم اما

از شکل لولوی من بدش می آید



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 21:17  توسط کسری .م  | 

درباره
عشق بازی کار بازی نیست ای دل سر بباز
زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس



صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ



نوشته هاي پيشين
بهمن 1390
اسفند 1387